بستان پیرای
مترادفها
گلآرا، باغبان
لغت نامه دهخدا
بستان پیرای. [ ب ُ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) بستان پیرا. بوستان پیرا. رجوع به بستان پیرا و بوستان پیرای شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آنکه درختان را پیرایش کندباغبان
جمله سازی با بستان پیرای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برده رضوان ز بهشت از پی پیوندگری از تو هر فضله که انداخته بستان پیرای