لغت نامه دهخدا
تکیه نمودن. [ ت َ ی ِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تکیه کردن. پشت دادن. تکیه دادن:
انجام مهم خواستن از مردم پست
چون تکیه نمودن است بر بازوی مست.آصف ابراهیمی.|| اعتماد نمودن. رجوع به تکیه کردن شود.
تکیه نمودن. [ ت َ ی ِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تکیه کردن. پشت دادن. تکیه دادن:
انجام مهم خواستن از مردم پست
چون تکیه نمودن است بر بازوی مست.آصف ابراهیمی.|| اعتماد نمودن. رجوع به تکیه کردن شود.
تکیه کردن پشت دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زیبدش در باغ رعنایی نمودن هرگه او چون گل رعنا می گلگون ز جام زر کشید
💡 زین کمالی که خجالتکش صد نقصان است جز نهفتن چه سزاوار نمودن بودهست
💡 باب پنجم: در اثبات نمودن مهدى موعود همان حجة بن الحسن العسكرى عليهالسلام ازروى نصوص اهل سنّت
💡 انتهای الفت نادان به تلخی میکشد ترک این صحبت نمودن ز ابتدا شیرینتر است
💡 قدم اول، مخالفت با قراردادهاى غير قانونى و محكوم نمودن وضع تحميلى موجود
💡 این طاعت ارچه نیک نکردم ادا ولی شد در قضا نمودن آن طبع من جوان