جای فلان پیدا

لغت نامه دهخدا

جای فلان پیدا. [ ی ِ ف ُ پ َ ] ( جمله اسمیه ) این کلام در غیبت شخصی که حاضر نباشد و دل، حاضر بودنش خواهد، گویند. ( بهارعجم ) ( آنندراج ). برای کسی گویند که غایب باشد. ( ناظم الاطباء ). جای فلان خالی. جای فلان سبز. ( بهار عجم ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و برای تیمن بیشتر جای فلان پیدا مستعمل است. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
بطرز تازه قسم یاد میکنم صائب
که جای طالب آمل در اصفهان پیداست.صائب ( از آنندراج ).زود رفتی ز در میکده بیرون فیاض
از تو در مجلس این دردکشان جا پیداست.عبدالرزاق فیاض ( از بهار عجم ) ( آنندراج ).رجوع بجای فلان خالی و جای فلان پیدا شود.

فرهنگ فارسی

جای فلانی خالی

جمله سازی با جای فلان پیدا

💡 مانند تیری از کمان بجهد ز تن سیمرغ جان آن را بیندیش ای فلان باشد که با ما خو کنی

💡 کی بود کی که دگر بار بگویند اغیار که فلان باز همان یار فلان است که بود؟

💡 پرسيدم: اهل كجائى ؟ گفت: فلان روستا. گفتم: برق و تلويزيون دارى ؟ گفت: نه.

💡 1 - تعيين مورد بيمه كه فلان شخص است يا فلان مغازه يا كشتى و يااتومبيل يا هواپيما و غيره.

💡 چون دگر روز بپرسد که فلان خواجه کجاست تا بدو بگرود و پس به ادا بگراید

💡 كلمه (فرض ) به معناى تعيين و سهم دادن است، وقتى مى گويند: فلانى فلان مقداررا براى فلان كس فرض كرده،

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
آهنگر یعنی چه؟
آهنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز