فرهنگستان زبان و ادب
جانشین مبدأ
{departure alternate} [حمل ونقل هوایی] فرودگاه جانشین برخاستی که در طرح پرواز تعیین شده است
جانشین مبدأ
{departure alternate} [حمل ونقل هوایی] فرودگاه جانشین برخاستی که در طرح پرواز تعیین شده است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنون شاه ما را توئی جانشین چو اردی بهشت از پس فروردین
💡 عالم جانست و جان عالم است خاتم است و جانشین خاتم است
💡 داماد مصطفی و پسر عم او تویی ای جانشین احمد مختار یا علی
💡 ای خلیفه ی حق و ای سلطان دین مصطفی را نور چشم و جانشین
💡 پهلوی هر سفله مشو جانشین از همه یکتا شو و تنها نشین
💡 بود به پیکر خصم تو جانشین گل ز ضرب گرز گران سنگ مهرهٔ گردن