جان نواختن

لغت نامه دهخدا

جان نواختن. [ جان ْ ن َ ت َ ] ( مص مرکب )جان را نوازش کردن. استمالت کردن روان:
کاش کان پیشه کار من بودی
تا مگر کار من بیاسودی
کردمی عیش و لهو ساختمی
بمی و رود جان نواختمی.نظامی.

فرهنگ فارسی

جان را نوازش کردن

جمله سازی با جان نواختن

💡 می در کالج پندل، دانشگاه لنکستر، موسیقی آموخت، جایی که نواختن فلوت و پیانو را آموخت. [4] [5] پس از فارغ التحصیلی، می برای مدتی در بیمارستانی در چلسی به عنوان افسر پرونده کار کرد و مدت کوتاهی در خدمت خدمات ملکی بود. [6]

💡 جهان غیرمتعارفی که او آفرید آمیزه‌ای از رنگ‌های روشن، حیوانات، گُل، انسان‌ها، عشاق، پرندگان و ماهیان در حال نواختن ساز، چهره زن بالدار، علائم یهودی و مسیحی و ویولنی با بال فرشته بود.

💡 بنی گودمن فرزند خانواده‌ای فقیر و یهودی و مجارتبار و ساکن شیکاگو، ایلینوی بود. از کودکی به نواختن کلارینت پرداخت و در نوجوانی در ارکسترهای جاز می‌نواخت و پول می‌گرفت.

💡 بن بروس در دوازده سالگی به جای شروع گیتار آکوستیک شروع به نواختن گیتار الکتریک کرد. او نواختن آهنگ هارو تنها با گوش دادن به آهنگ‌ها یاد می‌گرفت.

💡 در این ناحیه و خاصه در نواحی شمال غربی استان نواختن تنبور نیز رواج دارد.

وصایا یعنی چه؟
وصایا یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز