جان بغرغر رسیدن

جان بغرغر رسیدن

اصطلاح «جان بغرغر رسیدن» در زبان فارسی یک ترکیب کنایی و قدیمی است که برای بیان نهایت شدت اضطراب، بی‌تابی و رسیدن فرد به مرز تحمل به کار می‌رود. در این تعبیر، «جان» به معنای روح و نیروی حیاتی انسان است و رسیدن آن به «بغرغر» اشاره به حالتی از آشفتگی درونی و فشار شدید روانی دارد. این واژه در اصل هم‌معنا با «جان به لب رسیدن» و «جان به دهان آمدن» است و نشان‌دهنده وضعیتی است که فرد دیگر توان صبر و تحمل شرایط را ندارد. کاربرد آن بیشتر در متون ادبی کلاسیک دیده می‌شود و برای توصیف شدت نگرانی، خشم، یا فشار روحی به کار می‌رود. در این حالت، فرد چنان دچار آشفتگی می‌شود که گویی جان او در آستانه خروج از بدن قرار گرفته است. شاعران و نویسندگان کهن فارسی از این تعبیر برای بیان اوج رنج روحی یا خشم شدید استفاده کرده‌اند. این اصطلاح بار عاطفی و تصویری قوی دارد و وضعیت بحرانی روانی را به شکل اغراق‌آمیز و ادبی نشان می‌دهد. در زبان امروزی کمتر استفاده می‌شود، اما در فهم متون کلاسیک و شعر فارسی اهمیت معنایی دارد. از نظر مفهومی، این عبارت نشان‌دهنده رسیدن انسان به حد نهایی تحمل در برابر یک فشار یا رخداد ناخوشایند است. بنابراین «جان بغرغر رسیدن» یک تصویر ادبی از بی‌تابی شدید و نزدیک شدن به فروپاشی روانی یا جسمی محسوب می‌شود.

لغت نامه دهخدا

جان بغرغر رسیدن.[ ب ِ غ َ غ َ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) جان بدهان رسیدن. جان به لب رسیدن. کنایه از بی تاب شدن:
ز بس چون و چرا کاندر دلم خاست
رسید از خیرگی جانم بغرغر.ناصرخسرو.چو مدحت بر آل پیمبر رسانم
رسد ناصبی را از آن جان بغرغر.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

جان بدهان رسیدن

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز