جامه بریدن

لغت نامه دهخدا

جامه بریدن. [ م َ / م ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) جامه بر قد کسی بریدن. جامه نو قطع کردن و به اندازه قامت دوختن. ( بهار عجم ) ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) جامه بر قد کسی بریدن. پارچ. نو قطع کردن و بانداز. قامتوی بریدن.

جمله سازی با جامه بریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وز بهر سر بریدن دهر هوا پرست ز هر آب داده غیرت او دهره ی هوان

💡 در تقسیم‌بندی‌ای دیگر بریدن آلت تناسلی زنان دست‌کم بر سه گونه است:

💡 از بریدن پنجه خورشید و مه دارد خطر گر برون آید ز خلوت یوسف کنعان ما

💡 در متون یهودی، فرشتگان معبد سلیمان را برای او ساختند و این کار با اختیار و علاقه نبود. عقیده خاخام‌ها این است که موجودی کرم مانند به نام شمیر برای بریدن سنگ‌ها استفاده می‌شد.

💡 ای سیف دور بودن از دوست نیست ممکن بلبل کجا تواند از گلستان بریدن

💡 سال ۱۳۴۵درختی بزرگی بود که به دلیل کمبود پول ان را بریدن پول را در روستا بین مردم پخش کردند بعد از مدتی مردم ان روستا پشیمان بودند