جاحظ خراسان

لغت نامه دهخدا

جاحظ خراسان. [ ح ِ ظِ خ ُ ] ( اِخ ) ابوزید احمدبن سهل بلخی ( 234 -322 هَ.ق. ). حکیم و عالم معروفی بود که در بلخ میزیست. و اشعار زیر را در رثاء جعفرالحجة گفته است:
ان المَنیة رامتنا باسهُمِها
فاوقعت سهمها المسموم بالحسن
ابومحمد الاعلی فغادره
تحت الصفیح مع الاموات فی قَرَن
یا قبر ان الذی ضمنت جثته
من عصبة سادة لیسوا ذوی اَفن
محمد وعلی ثم زوجته
ثم الحسین ابنه و المرتضی الحسن
صلی الاله علیهم و الملائکة الَ
مقربون طوال الدهر و الزمن.
( مقدمه بیان الادیان ص هَ از معجم الادباء ج 1صص 151 - 152 ). و رجوع به ابوزید احمدبن سهل بلخی شود.

فرهنگ فارسی

ابو زید احمد بن سهل بلخی

جمله سازی با جاحظ خراسان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بازآمد و بگرفت همه ملک خراسان وز یاری یزدان شدش آن ملک مسلم

💡 کنون که دیو خراسان به جمله ویران کرد ازو چگونه ستانم زمین ویران را

💡 عید بودست آنچه در کشمیر می‌رفتست ازو کار این دارد که اکنون در خراسان می‌رود

💡 شمشیر تو کردست خراسان همه خالی از دشمن بیدادگر و خصم ستمکار

💡 تا شتابان زی خراسان آمد از سوی عراق چون فزاید بندگانرا قدر ملک و جاه و آب

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز