ثوب الماء

لغت نامه دهخدا

ثوب الماء. [ ث َ بُل ْ ] ( ع اِ مرکب ) پوست تنکی که شتر بچه بر روی در کشیده زاید. || آب که با بچه بیرون آید از رَحم.

جمله سازی با ثوب الماء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و انـى يـرجـى النـجـاة لقـلب ارتـبـكـت فـيـه الشـكـوك حـتـى يـسـلكسـبـيـل المتقين و يشرب من الماء المعين مع المحسنين و الله المستعان على نفسى و انفسكم و هوخير معين.

💡 (ولدى، اذا كان يوم عاشوراء و دخلت المشرعة، اياك ان تشرب الماء و اءخوك الحسينعطشان )، پسرم هنگامى كه روز عاشورا فرا رسيد و بر شريعه آب وارد شدى، مباداآب بياشامى در حالى كه برادرت تشنه است.(407)

💡 به عنوان نمونه امير مؤ منان (عليه السلام ) مى فرمايد، (لا تشربوا الماء من ثلمةالاناء و لا من عروته، فان الشيطان يقعد على العروة و الثلمة ): (از قسمت شكسته وطرف دستگيره ظرف، آب نخوريد، زيرا شيطان بر روى دستگيره و قسمت شكسته شدهظرف مى نشيند).

💡 در آيـه بـعد به مناسبت بحث نزول باران و همچنين درياهاى آب شور و شيرين كه در كنارهـم قـرار مـى گيرند سخن از آفرينش ‍ انسان از آب به ميان آورده مى گويد: او كسى استكه از آب انسانى را آفريد (و هو الذى خلق من الماء بشرا).

💡 (( فامرها برده سلطها على شده و قرنها الى حده الهواء من تحتها فتيق و الماء من فوقهادفيق.)) (جهان شناسى، خداشناسى، محتوا).

💡 يا وهاب، اسقنا معدقة، مطبقة مونقة، فتح اغلاقها و يسر اطباقها، وسهل اطلاقها، و عجل سياقها بالاندية فى بطون الاودية بصبوب الماء

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران