شیرآب

لغت نامه دهخدا

( شیرآب ) شیرآب. ( اِ مرکب ) شیرِ آب. شیر. شیرابه. شیر و لوله ای که آب از آن جریان یابد. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شیر شود. || در اصطلاح رختشویان، آب کم: شیرآب یا شیرآبه دادن به جامه ای که قبلاًآنرا با صابون شسته اند؛ کمی آب بر آن ریختن، یا در کمی آب بار دیگر شستن. آب کشیدن. ( یادداشت مؤلف ).

جمله سازی با شیرآب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گونه در معرض انقراض سمندر گرگانی (یا سمندر غارزی ایرانی) در غارهای شیرآباد زندگی می‌کند.

💡 سید یونس عرفانی، از روحانیون شیعه ایران (زاده ۱۳۱۳) در روستای شیرآباد شهرستان تالش از استان گیلان است. وی در سمت‌های عضو مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران، رئیس کمیته منطقه ۸ انقلاب اسلامی، نماینده اولین دوره مجلس شورای اسلامی شهرستان طوالش فعالیت داشته‌است.

💡 به دلیل این که در زبان اچمی به لوله‌کشی آب و شیرآب نصب شده بر آن به اختصار «شیر» می‌گویند، به دهن‌شیر معروف شده‌است. دهن شیر به جایی گفته می‌شود که در زمان‌های گذشته در کنار بعضی از برکه‌های بزرگ به صورت زیر زمینی با پله‌های زیاد به ته برکه نزدیک می‌شده و معمولاً آب قسمت پایین برکه خنک‌تر بود و مردم در تابستان از این آب استفاده می‌کردند.

💡 راه شیرآب‌انبار سی و هفت پله سنگی داشته و دیواره‌های آب‌انبار به قطر ۴۰/۲ متر از جنس شفته آهک می‌باشد. مخزن آن گنجایش ۱۸۰۰ متر مکعب آب را دارد.

💡 اسماعیل‌آباد صفرخان روستایی در دهستان شیرآباد بخش گوهرکوه شهرستان تفتان استان سیستان و بلوچستان ایران است.

استفاده یعنی چه؟
استفاده یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز