لغت نامه دهخدا
تپانچه خوری. [ ت َ چ َ / چ ِ خوَ / خ ُ ] ( اِمص مرکب ) سیلی خوردن. رجوع به طپانچه و تپانچه شود.
تپانچه خوری. [ ت َ چ َ / چ ِ خوَ / خ ُ ] ( اِمص مرکب ) سیلی خوردن. رجوع به طپانچه و تپانچه شود.
سیلی خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عمری ست کز تپانچه، رخی سرخ می کنیم ما را به سرخ رویی صهبا چه حاجت است؟
💡 ز گونههای «نظیری» تپانچه پوست بریخت عذار دف نخورد ضربت دو دستی ما
💡 مدال برنز تپانچه بادی ۱۰متر تیمی میکس در مسابقات تیراندازی قهرمانی آسیا ۲۰۱۹ در دوحه
💡 مدال نقره تپانچه بادی ۱۰ متر تیمی در مسابقات قهرمانی جهان ۲۰۲۲ در قاهره
💡 ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب وز شب تپانچهها زده بر روی آفتاب