لغت نامه دهخدا
توه سرخک. [ ت ُ وِ س ُ خ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان هرسم است که در بخش مرکزی شهرستان شاه آباد غرب واقع است و 700 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
توه سرخک. [ ت ُ وِ س ُ خ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان هرسم است که در بخش مرکزی شهرستان شاه آباد غرب واقع است و 700 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
دهی از دهستان هرسم است که در بخش مرکزی شهرستان شاه آباد غرب واقع است
💡 سرخک درمان خاصی ندارد. اما برای کاهش تب بیمار از استامینوفن و ایبوپروفن استفاده میشود. برخی تحقیقات هم تأثیر خفیف ویتامین آ در کاهش علایم و کاهش مرگ و میر مبتلایان به سرخک را نشان دادهاست. برخی افراد هم ممکن است به سینهپهلو و بیماریهای عفونی مبتلا شوند که در آن صورت داروهای آن بیماریها برایشان تجویز خواهد شد.
💡 دورهٔ کمون برای هر بیماری، یک دورهٔ مشخص (هرچند با کمی تفاوت در افراد) است و بسته به نوع بیماری متفاوت خواهد بود. میتواند از چند ساعت یا چند روز مانند سرماخوردگی یا سرخک (۱۰ تا ۱۲ روز) باشد یا حتی به چند سال نیز برسد؛ مانند بیماریهای ایدز و جذام.
💡 تا قبل از اینکه محمد بن زکریای رازی کتاب «الجدری و الحصبه» را بنویسد آبله با سرخک یکی گرفته میشد رازی در این کتاب که کهنترین و مهمترین کتابی است که پیرامون آبله و سرخک نوشته شده است، این دو بیماری را دو بیماری جداگانه دانسته به بیان تفاوتهای ان دو پرداخت.