توشه پرورد

لغت نامه دهخدا

توشه پرورد. [ ش َ / ش ِ پ َرْ وَ ] ( ن مف مرکب ) توشه کش... و در این مبالغه است. ( آنندراج ):
سکندر که شاه جهان گرد بود
بکارسفر توشه پرورد بود.نظامی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

توشه کش... و در این مبالغه است.

جمله سازی با توشه پرورد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حیرت حسنی است در طبع نگه پرورد ما ششجهت آیینه بالدگر فشانی‌گرد ما

💡 ای آنکه به ناز دولتت پرورد زان بر تو به ناز و مهربان ماند

💡 بدان اندکی سال و چندان خرد که گفتی روانش خرد پرورد

💡 چنانشان پرورد آن دایه پیوست که ندهد هیچکس را آن قدر دست

💡 روزی از روی خودم چون روی خود جان غم پرورد را خرم نکرد

💡 بر دل من نشاط رامش یافت زو تن من روان و جان پرورد

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز