فرهنگستان زبان و ادب
{bone mass} [ارتاپزشکی] میزان کلی استخوان در اسکلت یا در یک استخوان خاص
{bone mass} [ارتاپزشکی] میزان کلی استخوان در اسکلت یا در یک استخوان خاص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طبلک استخوانی، نوعی پاپوش که از یک پارچه چرم مانند با پاشنه استخوانی تهیه میشدهاست.
💡 در تن بیمار لعل روح پرورد تو نیست استخوانی کو نمک پرورده درد تو نیست
💡 استخوانی را که می بیند دلش پر می زند از هما در عالم تجرید کمتر هیچ نیست
💡 در چین، اولین سابقه از تاریخ مکتوب در نسخه ای استخوانی مربوط به هزاره دوم قبل از میلاد به دست آمده است. شوچینگ (کتاب اسناد) یکی از پنج متن کلاسیک چینی و یکی از اولین روایت های تاریخ چین است.
💡 مطابقت مناسبی میان یافتههای این تحقیق و دادههای عددی ارائه شده در مقاله برای کامپوزیتهای سازنده داربستهای استخوانی در شکل ۸ قابل مشاهده است.
💡 هما را گر نبودی از تو بال افشانی دردی شکستی کی به آسانی طلسم استخوانی را