توتیای هندی
لغت نامه دهخدا
توتیای هندی. [ ی ِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) از انواع توتیای معدنی و به رنگ کبود و سبز و شفاف است و آن غلیظتراز همه است. ( از تحفه حکیم مؤمن ): و مردم روند و آن گِل کنند و شویند و در میان آن توتیای هندی یابند که داروی چشم را شاید. ( فارسنامه ابن البلخی ص 127 ). رجوع به توتیا و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
از انواع توتیای معدنی و به رنگ کبود و سبز و شفاف است و از آن غلیظ تر از همه است ٠
جمله سازی با توتیای هندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشمت به خاک ریخته خون پیاله را بخشیده توتیای نگه چشم لاله را
💡 روشنی دیدهٔ عطار را خاک پایت توتیایی میکنم
💡 ز خواب ختم رسل چشم برگشود و سرود کجاست چشم من آن توتیای چشم ظفر
💡 هر چه فرماید مطیع امر باش توتیای دیده کن از خاک پاش
💡 غبار درگه او توتیای دیده کنیم بدین وسیله ببینیم سوی منظر دوست
💡 ای از فروغ روی تو روشن سرای چشم وی خاک آستان درت توتیای چشم