تنگ بیغوله

لغت نامه دهخدا

تنگ بیغوله. [ ت َ ب َ / ب ِ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) تنگ پیغوله. کنایه از دنیا وروزگار باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). کنایه از دنیا. ( انجمن آرا ). دنیا. ( فرهنگ رشیدی ).

فرهنگ فارسی

تنگ پیغوله. کنایه از دنیا و روزگار باشد. کنایه از دنیا.

جمله سازی با تنگ بیغوله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زهر بیغوله و باغی نوای مطربی بر شد دگر باید شدن ما را کنون کآفاق دیگر شد

💡 من این کار دشوار آسان کنم به بیغوله ای خویش پنهان کنم

💡 بر سر من گر نبودی از خیالت نیتی اندرین بیغوله جان می‌آمدی بر سر مرا

💡 ای روزگار خورده کم روزگار گیر بیغوله را ز تیر حوادث حصار گیر

💡 درین بیغوله دشت بی سرو پا که پایانش ز هر سو نیست پیدا

💡 چو غولی مانده در بیغوله گاهی که آن جا نگذرد موری به ماهی

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
ایس یعنی چه؟
ایس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز