لغت نامه دهخدا
تنگ اختلاط. [ ت َ اِ ت ِ ]( ص مرکب ) به شدت مخلوط. ( ناظم الاطباء ):
کاه ازو تنگ اختلاط کهربا
مهر ازو هم خیمه نیلوفر است.ظهوری ( از آنندراج ).
تنگ اختلاط. [ ت َ اِ ت ِ ]( ص مرکب ) به شدت مخلوط. ( ناظم الاطباء ):
کاه ازو تنگ اختلاط کهربا
مهر ازو هم خیمه نیلوفر است.ظهوری ( از آنندراج ).
به شدت مخلوط.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماده افزودنی یا (Admixtures) مادهای است به غیر از سیمان پرتلند، سنگدانه، و آب، که به صورت گرد یا مایع، به عنوان یکی از مواد تشکیل دهنده بتن و برای اصلاح خواص بتن، کمی قبل از اختلاط یا در حین اختلاط به آن افزوده میشود.
💡 ترخيص در اختلاط سرپرستان و اولياء ايتام با ايتام، متضمن مساوات بين تمام مومنيناست
💡 جانفشانی های ما را ای پریشان اختلاط یاد خواهی کرد چون از ما جدا خواهی شدن
💡 پس از آن با پشتیبانی پادگان نظامی ایران و طبقه روحانی و توده مردم، که از شر وام خلاص شده بودند، نحمیا موفق شد دشوارترین مسئله را حل و فصل کند و آن فصل کند و آن فسخ پیوندهای زناشویی اختلاطی بود.
💡 مگر اسرار بزم دوش میخواهد نهان از من که هست امشب مرا از اختلاط بدگمان مانع
💡 گریه بیخون دلم رنگی ندارد در بساط بی من آه و ناله با هم کی نمایند اختلاط