تنک درز

لغت نامه دهخدا

تنک درز. [ ت َ ن ُ / ت ُ ن ُ دَ ] ( ص مرکب ) متصل و چسبان از لباس و جز آن. رجوع به ماده بعد شود.

فرهنگ فارسی

متصل و چسبان از لباس و جز آن

جمله سازی با تنک درز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ار چین نفتد موج کدورت به جبینم کی تیره کند حرص تنک حوصله، یم را؟

💡 آخر تو از حباب تنک‌مایه‌تر، نه‌ای خود را دمی عرق‌ کن و بر روی راه‌ گیر

💡 می دانش نکنم در قدح از بیم فلک این تنک ظرف مبادا شنود بوی عصیر

💡 بر نیاید هر تنک ظرفی به حفظ راز عشق باده پرزور کار سنگ را مینا کند

💡 فقر صاحب جوهر آثارکمال عزت است تیغ درهرجا تنک شد بیشتر می‌دارد آب

💡 سیّ و دوگهر بینم در تنک دهان او بر روی‌گهرگویی دو تَنک شَکر دارد

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز