تندی جستن

لغت نامه دهخدا

تندی جستن. [ ت ُ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) ستیزه خواستن. جنگجویی. درشتی کردن:
بدین مایه لشکر تو تندی مجوی
به تیزی به پیش دلیران مپوی.فردوسی.

فرهنگ فارسی

جنگجویی. درشتی کردن

جمله سازی با تندی جستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نکند تندی گردون و وفادار شود گرچه طبعش به همه چیز که من خواهم راست

💡 وی انتقادات تندی نیز به خدایان المپ و آیین‌های دینی مربوط به آن‌ها بیان می‌کرد، که اگر ساکن آتن بود یقیناً به مرگ محکوم می‌شد:

💡 محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود

💡 گفتی عرق دوباره چو شد، تند می شود من تندی از دوباره ندیدم، سه باره کن

💡 کسی داند که وحشی را چه برق افتاد در خرمن که داغی بر جگر از تندی خوی کسی بیند

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز