تنحنح کردن

لغت نامه دهخدا

تنحنح کردن. [ ت َ ن َ ن ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خفیدن. سرفه کردن.گلو روشن کردن: در رفت در سرای پرده بایستاد و تنحنح کرد. من آواز امیر شنیدم که گفتی چیست. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 479 ). رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

خفیدن. سرفه کردن

جمله سازی با تنحنح کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و نيز روايت شده كه مردى مى خواست به خانهرسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) در آيد تنحنح كرد، حضرت ازداخل خانه به زنى به نام روضه فرمود: بر خيز به اين مرد ياد بده كه به جاىتنحنح بگويد السلام عليكم آيا داخل شوم ؟ آن مرد شنيد و همينطور گفت. پس فرمود:داخل شو.

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز