تغافل پسند

لغت نامه دهخدا

تغافل پسند. [ ت َ ف ُ پ َ س َ ] ( نف مرکب ) تغافل پیشه. تغافل شعار. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تغافل شیوه. تغافل دستگاه. ( آنندراج ). غافل و بی خبر. ( ناظم الاطباء ). از اسمای محبوب است. ( آنندراج ):
حیران بی نیازی خوبان کسی مباد
چون شد دل از نگاه تغافل پسند او.میرزا بیدل ( از آنندراج ).رجوع به تغافل و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تغافل پیشه

جمله سازی با تغافل پسند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد مرگ از خاک ما مست تغافل نگذری سرگران از کشتگان بی تحمل نگذری

💡 از حسن در این بزم امید نگهی نیست ای آینه خون شو به تماشای تغافل

💡 تا زیاجوج هوس باشند ایمن گلرخان سد آهن در ره از تیغ تغافل بسته اند

💡 می کند خاموشی صیاد گیرا دام را یار را از دور اگر بینم تغافل می زنم

💡 ز من گذشت تغافل کنان نمی دانم که طبع نازکش از من چرا شد آزرده

💡 شرمنده تغافل و ناز و کرشمه ایم چشم تو آنچه در حق ما کرد کم نبود

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز