تدویر خوردن

مترادف‌ها

گرد شدن

لغت نامه دهخدا

تدویر خوردن. [ ت َدْ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) چرخ زدن. ( آنندراج ):
فلک ز شکل دواتش همی خورد تدویر
قمر ز رفتن کلکش نمی بود سیار.امیر معزی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

چرخ زدن.

جمله سازی با تدویر خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در موکب عالی است وزیری که قضا بست این ملک به تدبیرش چون چرخ به تدویر

💡 دکتور رهین در سال ۱۳۷۷ هجری شمسی به عضویت کمیتهٔ اجرائیهٔ طرح لویه جرگه اضطراری در روم پذیرفته شد و بعد از آن الی تدویر جلسهٔ بن در تمام فعالیت‌های مربوط به لویهٔ جرگه اشتراک ورزید.

💡 فلک، حمایل تدویر کهگشان در بر ملازم است درت را باسم سرهنگی

💡 چو خورشید خیمه به گردون زدی ز تدویر خم خیمه بیرون زدی

💡 که عدل قطب وجودست و دین به سان فلک مدام بر سر این قطب می‌کند تدویر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران