تبخال کردن

لغت نامه دهخدا

تبخال کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ظاهر شدن تبخال در لب. ( ناظم الاطباء ). رجوع ب-ه تبخ-ال و تبخال-ه و تبخال-ه زدن و دیگر ترکیبهای تبخال شود.

فرهنگ فارسی

ظاهر شدن تبخال در لب.

جمله سازی با تبخال کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فریاد که راز تب عشقت بنهفتم چون شمعم ازین دایره تبخال برآورد

💡 درتب شوق آرزوها زیرلب خون‌کرده‌ام ناله جوشدگر بیفشارند تبخال مرا

💡 ز درد دل گرة شکوة تو چون تبخال هزار ره به لب آوردم و حیا نگذاشت

💡 دل سخت آینهٔ آتش‌ کبر و حسد است تب این‌کوه به جز سنگ ندارد تبخال

💡 بی‌تب شوقت به رنگ شعله داغ اخگرم آرمیدنها مرا در قالب تبخال ریخت

💡 گوهر فروز عقده تبخال می شود آبی که قطره قطره به حلق سبو کنند

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز