لغت نامه دهخدا
( تایب آباد ) تایب آباد. [ ی ِ ] ( اِخ ) تایاباد. تایباد. طایباد. طیبات. تائب آباد. رجوع به تایاباد و تایباد شود.
( تایب آباد ) تایب آباد. [ ی ِ ] ( اِخ ) تایاباد. تایباد. طایباد. طیبات. تائب آباد. رجوع به تایاباد و تایباد شود.
( تایب آباد ) تایاباد تایباد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتم که وقت توبهست شوریدهای مرا گفت من تایب قدیمم من پار توبه کردم
💡 هر که از می توبه خواهد کرد تایب شد نخست گو بیا تا من بیاموزم بدو شرط درست
💡 کیبورد تایب به الفبای عربی روهنگیا از این لینک در دسترس میباشد.
💡 کو تایب صد ساله تا بر شکن زلفش حالی به سراندازی دستار در اندازد
💡 تایب که قصد دیدن او کرد، در زمان از توبه باز گردد و قصد گنه کند