لغت نامه دهخدا
تأهل ساختن. [ ت َ ءَهَْ هَُ ت َ ] ( مص مرکب ) تأهل. زن کردن. زن گرفتن. صاحب اهل شدن: و ابوطالب به قم آمد و ساکن شد و تأهل ساخت. ( تاریخ قم ). رجوع به تأهل شود.
تأهل ساختن. [ ت َ ءَهَْ هَُ ت َ ] ( مص مرکب ) تأهل. زن کردن. زن گرفتن. صاحب اهل شدن: و ابوطالب به قم آمد و ساکن شد و تأهل ساخت. ( تاریخ قم ). رجوع به تأهل شود.
تاهل زن کردن زن گرفتن صاحل اهل شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر طبیب همت ایام عیسی دم شود باید از وی درد فقر خویش پنهان ساختن
💡 دست از تعمیر تن بردار در پیرانهسر راست نتوان ساختن دیوار چون مایل شود
💡 غنچه از من یاد دارد در حریم بوستان از همه روی زمین با گوشه دل ساختن
💡 بی حضور کیمیا، از هر مسی زر ساختن بی وجود گوهر و زر، گنج قارون داشتن
💡 ز جام می اگر آتش فروزد ساقی دوران تواند ساختن حفظ تو از آب روان شیشه