تازه گفتاری

لغت نامه دهخدا

تازه گفتاری. [ زَ / زِ گ ُ ] ( حامص مرکب ) تازه گویی. نوپردازی:
مگر دولت شه کند یاریی
درآرد بمن تازه گفتاریی.نظامی.

فرهنگ فارسی

تازه گویی نو پردازی.

جمله سازی با تازه گفتاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فایدروس می‌گوید گفتاری که در ستایش عاشقان پرداختی بسیار زیبا بود؛ و هرگز لوسیاس نمی‌تواند با تو رقابت کند.

💡 رخت راماه می خوانم قدت را سرو می گفتم گر آن را بود گفتاری گر این می داشت رفتاری

💡 جایی که گردد در جهان کلک حزین عنبر فشان ای نافهٔ مشکین نفس، شوریده گفتاری مکن

💡 هر خسی از رنگ و گفتاری بدین ره کی رسد؟ درد باید پرده سوز و مرد باید گام زن!

💡 جدا کردند جانت را ز جان انسی و جانی که هم فرخنده دیداری و هم فرخنده گفتاری

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز