لغت نامه دهخدا
تاجی دویر. [ دُ وَ ] ( اِخ ) عبداﷲبن حسین بن سهل. از بزرگان لاریجان. رجوع به سفرنامه مازندران و استراباد رابینو بخش انگلیسی ص 147 شود.
تاجی دویر. [ دُ وَ ] ( اِخ ) عبداﷲبن حسین بن سهل. از بزرگان لاریجان. رجوع به سفرنامه مازندران و استراباد رابینو بخش انگلیسی ص 147 شود.
عبدالله بن حسین بن سهل از بزرگان لاریجان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیرم تویی خورشید و مه این دو کی از زلف سیه تاجی ز عنبر برنهد وز مشک تر افسر کند
💡 تاجی احمدی (زادهٔ ۱۳۱۵ در تهران – درگذشتهٔ ۱۳۶۷ در پاریس) دوبلور و بازیگر ایرانی بود.
💡 آنچنان تاجی که از هر گوهر او آفتاب همچنان کز روز روشن تیره شب گشتی نهان
💡 تمامی پرهای دارکوب سیاه، به جز تاج آن، سیاهرنگ است. پرندگان نر دارای تاجی کاملاً قرمز رنگ هستند ولی در پرندگان ماده تنها بخش عقبی بالای تاجشان قرمز است و بقیه آن سیاهرنگ میباشد.
💡 میلاد تاجی (زادهٔ ۳۰ نوامبر ۱۹۹۳) یک بازیکن فوتبال اهل ایران است.
💡 شیر خدا و ابن عم خواجه آنکه یافت تختی چو دوش خواجه و تاجی چو هلاتی