شاه زنبوران

مترادف‌ها

ملکه زنبور

لغت نامه دهخدا

شاه زنبوران. [ هَِ زَم ْ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فرد ممتاز از زنبوران عسل. امیرالنحل. شاه منج انگبین. آن مگس که پیش امیرالمؤمنین علی ( ع ) ایمان آورد و او پادشاه زنبوران بود و یعسوب نام داشت و او را امیرالنحل نیز خوانند. ( شرفنامه منیری ) ( آنندراج ). ملیک النحل؛ شاه زنبوران. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

فرد ممتاز از زنبوران عسل. امیر النحل

جمله سازی با شاه زنبوران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در اول، نفس چون زنبور کافر داشتم لیکن در آخر یافتم چون شاه زنبوران مسلمانش

💡 کعبه همچون شاه زنبوران میان‌جا معتکف عالمی گردش چو زنبوران غریوان آمده

💡 در یک کندوی بسیار بزرگ، وظیفه اصلی شاه زنبوران، تولید تخم و حفظ تداوم نسل کلونی از طریق مدیریت دقیق فعالیت‌ها است.

💡 اگر شاه زنبوران به هر دلیلی از بین برود، کل ساختار اجتماعی و فعالیت‌های روزمره کندو دچار هرج و مرج شدیدی خواهد شد.

💡 زنبورهای کارگر تمام تلاش خود را به کار می‌بندند تا از سلامت و امنیت شاه زنبوران در برابر دشمنان خارجی محافظت کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران