لغت نامه دهخدا
بین العضله. [ ب َ نَل ْ ع َ ض َ ل َ ] ( ع ق مرکب ) میان عضله. میان ماهیچه. درون عضله: تزریق بین العضله، که مایع را در ماهیچه فروکنند. ( یادداشت مؤلف ).
بین العضله. [ ب َ نَل ْ ع َ ض َ ل َ ] ( ع ق مرکب ) میان عضله. میان ماهیچه. درون عضله: تزریق بین العضله، که مایع را در ماهیچه فروکنند. ( یادداشت مؤلف ).
میان عضله ٠ میان ماهیچه ٠ درون عضله تزریق بین العضله که مایع را در ماهیچه فرو کنند ٠
💡 گفت اینک بین نشان پای دزد این طرف رفتست دزد زنبمزد
💡 چو سر بر آستان بینی دلم را، پا مزن بروی که در پا میرود، چون بشکند در آستان شیشه
💡 درون جمله اشیا نگر تو حقیقت نور او بین سر بسر تو