بید ساده

لغت نامه دهخدا

بید ساده. [ دِ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بید خودرو. بید معمولی. بید عادی. عرق آن نیز مستعمل است و این خودرو بود و بر کنار دریاچه ها میشود. ( از بهار عجم ).

فرهنگ فارسی

بید خودرو ٠ بید معمولی ٠ بید عادی ٠ عرق آن نیز مستعمل است و این خودرو بود و بر کنار دریاچه ها میشود ٠

جمله سازی با بید ساده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بس که ساده‌دلم، چون تو گرم پیش آیی گمان برم که مگر مهربان من شده‌ای

💡 چشم صاحب نظران در پی دنیاست که نیست سر خط ساده دلان نقش تمناست که نیست

💡 به دست می‌آید. این نشان می‌دهد که یک آونگ میله‌ای صلب، همان دوره تناوب یک آونگ ساده با دو سوم طول خود را دارد.

💡 هر که باشد می تواند نقش را از دل زدود از قبول نقش لوح خویشتن را ساده کن

💡 زنقش آرزو ساده است لوح سینه عاشق که چون آیینه گردد صیقلی جوهر نمی دارد

💡 ). مورد بعدی گرامر ساده‌تری است که زبان مشابهی را تعریف می‌کند: پایانه‌های

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز