ناداشتی
کلمهی «ناداشتی» در فارسی به معنای فقر، بیچیزی، تهیدستی و بینوائی است و برای توصیف وضعیتی به کار میرود که در آن کمبود، تنگدستی یا ناتوانی مالی یا مادی حاکم باشد. این واژه از نظر تاریخی و لغوی در متون کلاسیک فارسی آمده و در منابع مختلف مانند دهخدا، برهان قاطع، غیاث اللغات و نظام آمده است.
علاوه بر معنای اصلی مادی، «ناداشتی» به صورت مجازی برای بیان بیشرمی، بیحیائی یا بیاعتقادی نیز به کار رفته است. در ادبیات فارسی، شاعران و نویسندگان گاه از آن برای توصیف نفاق، دورویی یا عدم اخلاص استفاده کردهاند. این واژه بار منفی دارد و معمولاً برای نقد اخلاق یا وضعیت اجتماعی فرد به کار میرود. در اشعار شاعران، ناداشتی به شکل استعاری برای بیان ناکامی، پریشانی و ضعف اخلاقی یا مالی آمده است.
معنای ناداشتی میتواند شامل کوتاهدستی، ناتوانی و کمبود منابع نیز باشد. این واژه نشاندهنده وضعیت ناپایدار یا کمبود در زندگی فرد یا جامعه است. از نظر معنایی، با واژههایی مانند فقر، بیچیزی، تهیدستی و بیاعتقادی هممعنی است.
مترادفها
فقر، تنگدستی، بیبختی
متضادها
دارایی، ثروت، فراوانی
لغت نامه دهخدا
ناداشتی. ( حامص مرکب ) پریشانی. افلاس. ( برهان قاطع ). بی نوائی. ( فرهنگ نظام ). مفلسی. ( غیاث اللغات ). فقر. بی چیزی. تنگدستی. تهیدستی. کوتاه دستی. ناتوانی. ناداری. نداشتن:
ز دنیا برم زنگ ناداشتی
دهم باد را با چراغ آشتی.نظامی.چون بود آن صلح ز ناداشتی
خشم خدا باد بر آن آشتی.نظامی. || بی شرمی. بی حیائی. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ):
ره ناداشتی را پیشه کردی
گرت نیک آمد آن ناداشتی رو.سوزنی.به ناراستی دامن آلوده ای
به ناداشتی دوده اندوده ای.سعدی ( از نظام و آنندراج ).|| بی اعتقادی. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). بی اخلاصی. ( غیاث اللغات ).
فرهنگ عمید
۱. فقر و فاقه، تهیدستی.
۲. [مجاز] بی شرمی، بی حیایی.
۳. [مجاز] بی اعتقادی.
۴. [مجاز] نفاق، دورویی: چون بُوَد آن صلح ز ناداشتی / خشم خدا باد بر آن آشتی (نظامی۱: ۸۶ ).
جمله سازی با ناداشتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به ناراستی دامن آلودهای به ناداشتی دوده اندودهای
💡 چند از این قلاشی و ناداشتی ما نه قلاشیم و نه ناداشتیم
💡 هر چه اسباب است آتش درزن و خرم نشین بدرهٔ ناداشتی به روز رستاخیز را
💡 گفتی تو را بدارم چون جان و دیده، بنشین گفتم چگونه داری، ناداشتی و رفتی