لغت نامه دهخدا
بی حشمتی کردن. [ ح ِ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گستاخی. دلیری: از این گونه خواهد بود که کم از دوهزار سوار خویشتن را بنمایند و اشتر بربایند و بی حشمتی کنند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ).
بی حشمتی کردن. [ ح ِ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گستاخی. دلیری: از این گونه خواهد بود که کم از دوهزار سوار خویشتن را بنمایند و اشتر بربایند و بی حشمتی کنند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ).
گستاخی ٠ دلیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قدر دیهیم و نگینی، جاه ملک و حشمتی فخر شمشیر و سنانی، عز تخت و افسری
💡 نیمه ماه بهرات آمد سخت باشکوه و آلت و حشمتی تمام. و این شهر را سخت دوست داشتی که آنجا روزگار بخوشی گذاشته بود.
💡 سامان حشمتیان (انگلیسی: Honey 2) فیلمی در ژانر درام به کارگردانی بیله وودراف است که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد.
💡 به حشمتی که تو داری و همتی که توراست ستاره زیبد با مشتری به زیر قدم
💡 او را سزاست لاف سلیمانی ار زند موری که یافت حشمتی از احتشام دوست