لغت نامه دهخدا
بهره بهره کردن. [ ب َ رَ / رِ ب َ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پاره پاره کردن. قسمت کردن. ( زمخشری ). بخش بخش کردن و قسمت کردن. ( ناظم الاطباء ).
بهره بهره کردن. [ ب َ رَ / رِ ب َ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پاره پاره کردن. قسمت کردن. ( زمخشری ). بخش بخش کردن و قسمت کردن. ( ناظم الاطباء ).
پاره پاره کردن. قسمت کردن. بخش بخش کردن و قسمت کردن.
💡 اختلاف در بهره بردارى اقشار و گروههاى مختلف از پيرورى
💡 بی وضع رضا بهره ز هستی نتوان برد از خاک که چیدهست گهر جز به خمیدن
💡 موافقان را زو بهره تاج و تخت بود خلاف او نکند هرکه بختیار بود
💡 ندارد جز لب حسرت گزیدن بهرهای عاشق به حسرت عمرها دنبال آن سیب ذقن رفتم
💡 چرا رسول خدا(ص ) تو را به مردى كه ازمال دنيا بى بهره است تزويج نمود؟!
💡 89 - سپس (بار ديگر) از اسبابى كه در اختيار داشت بهره گرفت.