لغت نامه دهخدا
بنه صالح. [ ب ُ ن َ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شاه ولی است که در بخش مرکزی شهرستان شوشترواقع است. دارای 200 تن سکنه است. این آبادی را سیدصالح هم میگویند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
بنه صالح. [ ب ُ ن َ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شاه ولی است که در بخش مرکزی شهرستان شوشترواقع است. دارای 200 تن سکنه است. این آبادی را سیدصالح هم میگویند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
دهی از دهستان شاه ولی است که در بخش مرکزی شهرستان شوشتر واقع است ٠ این آبادی را سید صالح هم میگویند ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مران چون صالح و یوسف حدیث از ناقه و زندان که نبود پای بند مرد دانا اشتر و حجره
💡 کند زخم زبان ظاهر، عیار صبر هر کس را که خون صالح از فاسد به یک نشتر شود پیدا
💡 فتوت دار آن باشد که جرم مردمان بخشد اگر صالح اگر فاسق نبیند او بجز زیبا
💡 رقم زد کلک (صامت) بهر تاریخ وفات او به راحت صالح مداح جایی در جنان دارد
💡 از آنان مباش كه بدون عمل صالح، اميد آخرت دارند و با آرزوهاى دور و دراز اميد توبهدر دل مى پرورانند.
💡 خوشاب سفلی، روستایی از توابع بخش صالحآباد شهرستان بهار در استان همدان ایران است.