لغت نامه دهخدا
بند یغمور. [ ب َ دِ ی َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گرم خان است که در بخش حومه شهرستان بجنورد واقع است، و 175 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
بند یغمور. [ ب َ دِ ی َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گرم خان است که در بخش حومه شهرستان بجنورد واقع است، و 175 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
دهی از دهستان گرم خان است که در بخش حوم. شهرستان بجنورد واقع است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو از بند خودی خود را بریدم بوصل دوست پیوستم زهی ذوق
💡 چرا بند بر دست و پا می نهد دل و دین به باد هوا می دهد
💡 دلا گر عاشقی از عشق بگذر که تا مشغول عشقی عشق بند است
💡 چو زانجا در گذشتی گامکی چند که در راهت نیفتد ایصبا بند
💡 کو کمند زلف آن زیبا نگار تا به بند آرم دل دیوانه را
💡 در چشم این گرفته وطن جان ارزقی در بند موی آن دل قطران شده اسیر