ده تو

لغت نامه دهخدا

ده تو. [ دَه ْ ] ( ص مرکب ) ده لا. ده تا. دارای ده تو. ده لایه:
بر من که دلم چو شمع یکتاست
پیراهن غم چو شمع ده توست.سعدی.

فرهنگ فارسی

ده لا. ده تا. دارای ده تو.

جمله سازی با ده تو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بحر کلک دو شاخ گهر ده تو محیط اگر چه هست یکی شاخ هم به اندام است

💡 مپرس و شاد باش از جمله آزاد همه مانند خاکی ده تو بر باد

💡 بر من که برهنه‌تن‌تر از سیرم ده تو شده چون پیاز می‌بینم

💡 بیمار بدن نیم که بیمار دلم شربت چه بود شراب در ده تو شراب

💡 ز سر بیرون کشیده دلق ده توی مجرد گشته از هر رنگ و هر بوی

💡 ز سر بیرون کشیده دلق ده تو مجرد گشته از هر رنگ و هر بو

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
چموش یعنی چه؟
چموش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز