لغت نامه دهخدا
بنارزیارت. [ ب ُ زیا رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان زیارت بخش برازجان از شهرستان بوشهر. 470 تن سکنه دارد. آب آنجا از رودخانه دالکی تأمین می شود و محصول آن غلات و خرما و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
بنارزیارت. [ ب ُ زیا رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان زیارت بخش برازجان از شهرستان بوشهر. 470 تن سکنه دارد. آب آنجا از رودخانه دالکی تأمین می شود و محصول آن غلات و خرما و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
دهی است از دهستان زیارت بخش برازجان از شهرستان بوشهر ٠ آب آنجا از رودخان. دالکی تامین می شود و محصول آن غلات و خرما و شغل اهالی زراعت است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوشم به خون خود، ار تو گهی به تربت من زیارت آیی و این پایه خونبها یابم
💡 نقل است که گفت: کس باشد که به زیارت ما آید و ثمره آن لعنت بود و کس باشد که بیاید و فایده آن رحمت باشد.
💡 به آبِ روشنِ می عارفی طهارت کرد عَلَی الصَّباح، که میخانه را زیارت کرد
💡 اسلامآباد شندک روستایی در دهستان چشمه زیارت بخش مرکزی شهرستان زاهدان استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 در قرون وسطی، جاده فرانسیگنا مسیر اصلی زیارت به رم از شمال بود. این مسیر ابتدا بهعنوان «راه لومبارد» ثبت شد.
💡 زیارت همچنین میتوانید به یک شکل از دعا توسط شیعیان باشد که در آن درود و سلام به محمد و خانواده او میفرستند.