لغت نامه دهخدا
بنا انداختن. [ ب ِ اَت َ ] ( مص مرکب ) مرادف رنگ خانه ای ریختن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). پی افکندن. بنیاد نهادن:
ز نو میخواهم اندازم بنای عشرت آبادی
که روزی خاک و خشت این کهن ویرانه خواهم شد.آصفی ( از آنندراج ).
بنا انداختن. [ ب ِ اَت َ ] ( مص مرکب ) مرادف رنگ خانه ای ریختن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). پی افکندن. بنیاد نهادن:
ز نو میخواهم اندازم بنای عشرت آبادی
که روزی خاک و خشت این کهن ویرانه خواهم شد.آصفی ( از آنندراج ).
مرادف رنگ خانه ریختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و بر آن سوار شويد كه روان شدن و لنگر انداختن آن بنام خداست.