بلا مبلغ

لغت نامه دهخدا

بلامبلغ. [ ب ِ م َ ل َ ] ( ع ق مرکب )( از: ب + لا( نفی ) + مبلغ ) بدون مبلغ. بدون ذکر مبلغ. ( فرهنگ فارسی معین ): مداخل نقد، دوهزاروپانزده تومان و سیصدوشش دینار. اشجار، هشت هزاروسیصدوسی ویک اصله، بلامبلغ. ( تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص 82 ).

فرهنگ فارسی

بدون ذکر مبلغ: مداخل نقد: دو هزار پانزده تومان و سیصد و ششش دینار اشجار: هشت هزار و سیصد وسی و یک اصله بلامبلغ.
بدون مبلغ. بدون ذکر مبلغ. مداخل نقد دو هزار و پانزده تومان و سیصد و شش دینار. اشجار هشت هزار و سیصد و سی و یک اصله

جمله سازی با بلا مبلغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز توکت کاست خط و مبلغی افزود به حسن نشنیدیم زیانی که شود مایه سود

💡 در آنسوى سكه، ابن زياد براى يافتن مسلم مبلغ زيادى را به يكى از غلامانش،معقل، داد و گفت:

💡 مبلغ بايد از داخل شدن در مباحث مبهم و گيج كننده پرهيز كند كه خود نيز حيران مى شود.

💡 نیست بر من حبه‌ای باقی و در دیوان مرا مبلغی باقی است باقی رای عالی حاکم است

💡 زآنچه فزون از غرض‌ِ کار داشت مبلغ‌ِ یک بدرهٔ دینار داشت

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز