بلا تصور

مترادف‌ها

بدون تصور، بدون خیال

متضادها

قابل تصور، متصور، محتمل

لغت نامه دهخدا

بلاتصور. [ ب ِ ت َ ص َوْ وُ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + لا ( نفی )+ تصور ) بدون تصور. بی اندیشه. ( فرهنگ فارسی معین ).
- تصدیق بلاتصور؛ تصدیق و شهادتی که از روی اندیشه و فکر نباشد.

فرهنگ فارسی

بدون تصور بی اندیشه
بدون تصور ٠ بی اندیشه ٠

جمله سازی با بلا تصور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خود تصور کن که حالش چیست در شبهای هجران آنکه در ایام قربش آنقدر بی تاب دیدی

💡 هر چه تصور کنی خواجه که همتاش نیست عاشق و مسکین آن بی‌ضد و همتای ماست

💡 اشتیاقم جام می را جان تصور می کند هر خمی را چشمهٔ حیوان تصور می کند

💡 افراد ديگرى بودند كه قرب فراعنه را مايه عزت خويش تصور مى كردند، يا از گناهو ظلم و ستم آبرو مى طلبيدند اما همگى سقوط كردند، و تنها ايمان وعمل صالح است كه به سوى خداوند عزيز بالا مى رود!

💡 پيامبر اكرم از تصور فجايع و رنجهايى كه به خاندان نبوت خواهد رسيد بسياراندوهگين مى گشت و به خدا شكايت مى برد.

💡 خروجی این الگوریتم‌ها شامل ثابت‌های زمان اجرا، ساختارهای داده وتوابع کامل می‌باشد. به‌کارگیری الگوریتم‌ها می‌تواند مانند زمان همگردانی اجرا تصور شود.

💡 میزان آسیب‌های وارده به زیرساخت‌های حیاتی شهر پس از وقوع این زلزله ویرانگر، واقعاً بلا تصور و فراتر از تصورات اولیه تمام کارشناسان متخصص است.

💡 موفقیت خیره‌کننده او در رسیدن به قله‌های مدیریت در این سن کم، چیزی بلا تصور است که باعث شگفتی همه متخصصان این حوزه شده است.

💡 تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین به شکلی بلا تصور در حال پیشروی است و اگر امروز اقدام نکنیم، آینده نسل‌های بعدی بسیار تاریک خواهد بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران