بلا تشخیص
مترادفها
بدون تشخیص، نامشخص، نامعلوم
متضادها
با تشخیص
لغت نامه دهخدا
بلاتشخیص. [ ب ِ ت َ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + لا ( نفی ) + تشخیص ) بدون تشخیص. بی تمیز. ( فرهنگ فارسی معین ). بی تعیین. بدون تعیین: از داروغگی سلاخان... کبوتربران و بهله دوزان و غیره بلاتشخیص مبلغ، نیز رسوم داشته. ( تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص 55 ).
فرهنگ فارسی
بدون تشخیص بی تمیز و از داروغگی سلاخان....و کبوتر پران و بهله دوزان و غیره بلا تشخیص مبلغ نیز رسوم داشته...
بدون تشخیص ٠ بی تمیز ٠ بی تعیین ٠ بدون تعیین ٠
جمله سازی با بلا تشخیص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روحانی از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۲ عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بودهاست. وی در دوره عضویت ریاست کمیسیون سیاسی-امنیتی-دفاعی این مجمع را نیز بر عهده داشت.
💡 طبق اعلام جامعه بینالمللی سردرد، تشخیص بیماری میگرن بدون آئورا، میتواند از طریق دارا بودن «۱، ۲، ۳، ۴، ۵ معیار» انجام گیرد:
💡 - این الگوریتم برای تشخیص ناهنجاری، از مفهوم "ارزش انزوا" استفاده می کند.
💡 جز بدانش کی توان تفریق نیک از چیز بد جز بدانش کی شود تشخیص خیر از کار شر
💡 چون نقشِ غم ز دور بِبینی شراب خواه تشخیص کردهایم و مداوا مقرّر است