لغت نامه دهخدا
بستان الورد. [ ب ُ نُل ْ وَ ] ( اِخ ) نام باغ معروفی از آن عباس بن حسین. در شهر بغداد بوده است. رجوع به تجارب الامم چ عکسی 1913م. لیدن ج 5 و 711 ص 61.
بستان الورد. [ ب ُ نُل ْ وَ ] ( اِخ ) نام باغ معروفی از آن عباس بن حسین. در شهر بغداد بوده است. رجوع به تجارب الامم چ عکسی 1913م. لیدن ج 5 و 711 ص 61.
نام باغ معروفی از آن عباس بن حسین در شهر بغداد بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیا به مجلس مستان، سجود کن، بستان شراب ناب «اناالحق» ز جام منصوری
💡 سحر چون بگذرد بر طرف بستان فریب از نرگس جادو بدزدد