لغت نامه دهخدا
( بستان المسناة ) بستان المسناة. [ ب ُ نُل ْ م ُ س َ ] ( اِخ ) در بغداد است. ( منتهی الارب ).
( بستان المسناة ) بستان المسناة. [ ب ُ نُل ْ م ُ س َ ] ( اِخ ) در بغداد است. ( منتهی الارب ).
در بغداد است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر زان توام هر دو جهانم بستان باکی نبود سود و زیانم بستان
💡 صد بار بگفتمت ز مستان مگریز جان در کفمان سپار و بستان مگریز
💡 صبا با گل بگو از من دگر باز به بستان آمدی با برگ و با ساز
💡 من آن غریب نوا بلبلم درین بستان که آشیانه به جز خار خار نیست مرا
💡 زرین شد ازو بستان، بستان شد ازو زرین زینسان نبود یاری، یاری نبود زینسان
💡 طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیست گلشنم نزدیک اما رخصت پرواز نیست