بستان المسناه
لغت نامه دهخدا
( بستان المسناة ) بستان المسناة. [ ب ُ نُل ْ م ُ س َ ] ( اِخ ) در بغداد است. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
در بغداد است.
جمله سازی با بستان المسناه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گر زان توام هر دو جهانم بستان باکی نبود سود و زیانم بستان
💡 صد بار بگفتمت ز مستان مگریز جان در کفمان سپار و بستان مگریز
💡 صبا با گل بگو از من دگر باز به بستان آمدی با برگ و با ساز
💡 من آن غریب نوا بلبلم درین بستان که آشیانه به جز خار خار نیست مرا
💡 زرین شد ازو بستان، بستان شد ازو زرین زینسان نبود یاری، یاری نبود زینسان
💡 طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیست گلشنم نزدیک اما رخصت پرواز نیست
💡 در متون حقوقی قدیمی، قوانین کلی بیان میشدند و سپس با استفاده از عبارت بستان المسناه، استثنائات خاص برای برخی موارد ویژه و شرایط غیرعادی ذکر میگشت.
💡 فقیه در شرح خود بر این نکته تاکید داشت که قواعد کلی فقهی بر همه افراد اعمال میشود، بستان المسناه آن دسته از افرادی که شرایط خاصی دارند.
💡 متن قانون به گونهای تنظیم شده است که اصول کلی بر تمامی شهروندان حاکم باشد، بستان المسناه مواردی که در بندهای انتهایی به طور مشخص ذکر شدهاند.