لغت نامه دهخدا
بزغاله فلک. [ ب ُ ل َ / ل ِ ی ِ ف َ ل َ ] ( اِخ ) کنایه از برج جدی است. ( برهان ) ( آنندراج ). و رجوع به بزغاله شود.
بزغاله فلک. [ ب ُ ل َ / ل ِ ی ِ ف َ ل َ ] ( اِخ ) کنایه از برج جدی است. ( برهان ) ( آنندراج ). و رجوع به بزغاله شود.
کنایه از برج جدی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشم بزغاله بر آن خوشه که خرمن کرده شب داس کژدندان ز راه کهکشان انگیخته
💡 :(دنيا در نزد خدا، از اين بزغاله نزد اهلش، پست تر است ) (154)
💡 ديگرى گفت: چقدر تو بر اين بزغاله خشمگين هستى. گويا مادرش ترا شاخ زده است.
💡 شاخ بزغاله شکستند و حمل گردید حامل از نطفه خورشید نه از انجم
💡 امگا بزغاله یک ستاره است که در صورت فلکی بزغاله قرار دارد.
💡 اینک بسی نماند که در دور عدل تو بزغاله از دهانۀ شیر آبخور کند