لغت نامه دهخدا
بزرگ سپل. [ ب ُ زُ س َ پ َ ] ( ص مرکب ) جمل عیثوم؛ شتر بزرگ سپل. ( یادداشت دهخدا از منتهی الارب ). و رجوع به سپل شود.
بزرگ سپل. [ ب ُ زُ س َ پ َ ] ( ص مرکب ) جمل عیثوم؛ شتر بزرگ سپل. ( یادداشت دهخدا از منتهی الارب ). و رجوع به سپل شود.
جمل عیثوم شتر بزرگ سپل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو آگاهی به لشکرگاه بردند بزرگان شاه را آگه نکردند
💡 فَأَلْقی عَصاهُ عصای خویش را بیوکند فَإِذا هِیَ ثُعْبانٌ مُبِینٌ (۳۲) چون بنگریست آن ماری بود بزرگ آشکارا.