لغت نامه دهخدا
برد کاهدان. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جاوید بخش فهلیان ممسنی شهرستان کازرون. سکنه آن 122 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
برد کاهدان. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جاوید بخش فهلیان ممسنی شهرستان کازرون. سکنه آن 122 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
دهی است از دهستان طیبی گرم سیری بخش کهگیلویه شهرستان بهبهان گرم سیری با ۱٠٠ تن سکنه و ساکنین از طایفه طیبی می باشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر گردنت زنند چو دزد ابری دو شاخ از کاهدان برند سوی دشت کشکشان
💡 کسی کو خواب میبیند که با ماهست بر گردون چه غم گر این تن خفته میان کاهدان باشد
💡 ای قاعدهٔ قحط جهانی که تویی ای آب دریغ کاهدانی که تویی
💡 دارم دلی همچون جهان تا میکشد کوه گران من که کشم که کی کشم زین کاهدان واخر مرا
💡 مجموعه ورودی باغ شامل برج - اصطبل و کاهدان است. که در حال حاضر به موزه مردمشناسی تبدیل شدهاست. تزیینات برج همانند تزیینات دوره زندیه است اگر چه تاریخ احداث تمامی این سه بنای ذکر شده مربوط به دوره قاجار است. زیباترین بنای باغ کوشک یا شربتخانه است که در آکس اصلیترین مسیر باغ واقع گردیدهاست.