لغت نامه دهخدا
بردالجندب. [ ب ُ دَل ْ ج َ دَ ] ( ع اِ مرکب ) دو بال ملخ. ( یادداشت مؤلف از منتهی الارب ).
بردالجندب. [ ب ُ دَل ْ ج َ دَ ] ( ع اِ مرکب ) دو بال ملخ. ( یادداشت مؤلف از منتهی الارب ).
دو بال ملخ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهترین برد تیم ملی ایران در برابر تیم ملی تاجیکستان با نتیجه ۶ بر ۱ در سال ۱۳۹۱ در یک دیدار دوستانه به دست آمده است
💡 در سال 70 م. تيتوس، پسر امپراطور روم، اورشليم را محاصره و ويران كرد و مردمبى شمارى را از دم شمشير گذراند. وى سنهدرين را نيز از بين برد.
💡 میکرد شبی نسبت خود شمع به خوبان چون خواست که نام تو برد سوخت زبانش
💡 از سر بوالهوس هوس جز غم عشق کی برد ظلمت شب بغیر روز نور شود نمیشود
💡 عقل آنجا چه کند چون نتواند ره برد مرد باید که بود شیفته و دیوانه
💡 ریحان زلف اگر چه ز دل زنگ می برد صائب به دلنشینی خط غبار نیست