بحری قطاس

لغت نامه دهخدا

بحری قطاس. [ ب َ ق ُ ] ( اِ مرکب ) گاوی است بحری که دم آن را بر گردن اسپان وبر سر علم بندند و بعضی گویند گاوی است که در کوههای ختا می باشد. ( آنندراج ) ( برهان قاطع ). قاطوس. گاو دریائی که در بعضی ممالک دمب او را در سر نیزه نصب می کنند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به قاطوس و قطاس شود.

فرهنگ فارسی

گاوی است بحری که آنرا بر گردن اسپان و بر سر علم بندند و بعضی گویند گاوی است که در کوههای ختا می باشد قاطوس.

جمله سازی با بحری قطاس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بلاد مال بحری (به عربی: بلاد المال بحري)، روستایی از توابع شهرستان ابو تشت در استان قنا و کشور مصر است.

💡 دل بیدرد من اوقات جنون ضایع کرد نیست بحری که به هر موج حبابی ننوشت

💡 چرخی مگر که هستی تابنده و توانا بحری مگر که هستی بخشنده و توانگر

💡 در نعمت تو هر روز به موج آرم بحری در مدح تو هر روز به عرض آرم کانی

💡 دست گهرفشانش، ابری است بی کرانه الطاف بی نهایت، بحری که نیستش ته

💡 بحری که کمترین شبه را گوهری کند حاشا از او که لاف برآرد ز گوهری

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز