بان هلال

لغت نامه دهخدا

بان هلال. [ هَِ ] ( اِخ )دهی است از دهستان دوستان بخش بدره شهرستان ایلام که در 94 هزارگزی خاور ایلام و 2 هزارگزی شمال راه مالرو بان هلال پائین واقع است. ناحیه ای است کوهستانی و گرمسیر و دارای 150 تن سکنه. محصول عمده آن غلات و حبوبات و شغل مردمش زراعت و گله داری است. این آبادی دردو محل به فاصله 4 هزارگزی واقع است. بان هلال سفلی 50 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

نام دهی از شهرستان ایلام است

جمله سازی با بان هلال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 3 - بخواند دعاى 43 صحيفه كامله را در وقت رؤ يتهلال هر ماه و خصوص هلال اينماه.

💡 و شبانگاه، هلال محرّم غمگين به نظر مى رسد مانند زورقى تنها... سرگشته اى دردرياى ظلمات.

💡 به چندین چشم بر گردون هلال عید می جستم زموج باده چندین ماه نو یکبار پیدا شد

💡 از آن زمان که هلال دو هفته یعنی بدر نهفته چهره ز من از دو هفته باشد بیش

💡 در بالای اسپرهای دو طرف ایوان جنوبی در شعری از هلال شاعر قرن سیزدهم و چهاردهم می‌خوانیم:.

💡 ساغر اندر کشتی می زد فلک تا پر کند می نماید از شفق زانروز لب ساغر هلال

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز