بان قلان

لغت نامه دهخدا

بان قلان. [ ق ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان صالح آباد شهرستان ایلام که در 5 هزارگزی باختر ایلام نزدیک راه شوسه ایلام به شاه آباد در دامنه واقع است. ناحیه ایست سردسیر و دارای 535 تن سکنه، آب آنجا از چشمه ها تأمین میشود و محصول عمده آن غلات و مختصری برنج و توتون و ذرت و لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری است. ساکنان آن از طایفه پنج ستون هستند و زمستان برای تعلیف احشام خود به مرز ایران و عراق و ارتفاعات کولک میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با بان قلان

💡 2 - قلان: اين كه قلان شامل چه نوع خراج مى گرديده، نظرات مختلف بيان شده است ظاهرا شامل بيگارى براى كارهاى كشاورزى و نظامى و يا عام المنفعه بوده است.

💡 در روستای زوم انواع ورزش‌ها و بازی‌های محلی متداول است؛ مردان روستا اغلب مشغول بازی‌هایی از جمله: کیلو برز، قل قلان و خواجه چه بوکان الک وملک، باربارانی، قه له قه له، جوجو، گووه ره بازی، دومینو و … از دیگر بازی‌های رایج در روستاست..

💡 در روستای زوم انواع ورزش‌ها و بازی‌های محلی متداول است؛ مردان روستا اغلب مشغول بازی‌هایی از جمله: کیلو برز، قل قلان و خواجه چه بوکان الک وملک، باربارانی، قه له قه له، جوجو، گووه ره بازی، دومینو و … از دیگر بازی‌های رایج در روستاست..